گروهی از هنرمندان گرد‌هم آمدند و لغت‌نامه ای را باز کردند با واژه دادا به معنای اسب چوبی کودکان رو به رو شدند و نام شیوه خود را دادا گذاشتند.

عده‌ای دادائیسم را ضد هنر می‌دانستند زیرا همه آداب اجتماعی، اصول هنری، رفتار‌های شخصی و... به سخره می‌گرفتند و با لحن تند انتقاد می‌کردند. به طوری که باعث ناراحتی و اذیت افراد می‌شدند.

برجسته‌ترین نماینده جنبش دادا، مارسل دوشان بود که برای نقاشی مونالیزا اثر داوینچی سبیل کشید.

پیکابیا با کشیدن نقاشی‌های بی‌سروته از اشکال ماشینی، دادائیسم را در نیویورک گسترش داد.

درواقع دادائیسم، فکر عصبانی به همراه لحن تند بود که عمر کوتاهی داشت اما زمینه را برای خارج شدن از قرارداد‌های هنری فراهم کرد که بعد‌ها سبک سوررئال شکل گرفت.