نقاشی "بلور طلوع" ایران درودی از کتاب "در فاصله دو نقطه" :

به یاد دارم آن سال زمستان، در باغچه پدر، گلهای سرخ، یخ زدند و قندیل بستند. از باغچه پدر، گلهای سرخ منجمد را که قطره‌های خون مظلومیت همچون شبنم بر روی آن یخ بسته بودند، برای سرنشینان حاشیه کویر هدیه بردم. آیا کسی گل سرخی را که به زمستان سرد، یخ بسته ولی خون از آن تراوش می‌کند دیده است؟
اری من دیده‌ام! و ردپایی بر روی بومهایم از این زمستان سرد و سخت باقی‌مانده است. گل سرخ تنها، تپیده در خون!